جبران خليل جبران ۳

ديگه چيزي نمونده که بگم ... هيچ چيز ... همه چيز تموم شد ... از خواب پا مي شي مي بيني همه کس و همه چيزتو از دست دادي ... انگار خواب مي بيني  ولي خواب نيستي ... بيداري ... کاملا بيدار ... و سوزش درد رو در تمام وجودت حس مي کني ...

لعنت ... لعنت به همه اونايي که مي تونن  ولي يه جا لم دادن و حرف مي زنن ... لعنت به همه اون بي دردايي که الکي گريه مي کنن ... اونايي که از کمک کردن متنفرن .....  لعنت به اونايي که مي تونن همه رو - لا اقل بچه ها رو - پناه بدن  ولي دست رو دست گذاشتن و فقط مزخرف مي گن .....

راه بيفتيم . اونايي که مي تونين ‌ ، راه بيفتين . تکون بخورين . خونه هامون اونقدر بزرگ هست که چند تا بچه معصوم رو تو خودش جا بده ...

يا الله تکون بخورين  اي اونايي که مي تونين ؛ به خاطر خدا ... به خاطر انسانيت ...

 عکس های زلزله       ۱       ۲       ۳       ۴        ۵       ۶

--------------- 

ايها الناس ، سلام  !

۱- يه روز "زشتي" و "زيبايي" مي رن آبتني کنن . بعد که از رودخونه ميان بيرون ، اشتباها  لباس همديگه رو مي پوشن .
از اون روز ، زشتي در لباس زيباييه و زيبايي در لباس زشتي .
... البته هنوز هم هستند افرادي که بتونن چهره زيباي زيبايي رو از پشت لباس زشتي تشخيص بدن ، و هستند کسانی که بعد از ديدن لباس زيبايي ، متوجه زشتي نهفته در اون بشن ... .
... کاش ما هم از اين آدما باشيم .

۲- من نمي دونم شماها چرا پيام نمي دين ؟؟ يعني اينقدر سخته ؟؟! بجاي اينکه 6 ساعت با همکلاسيتون چت کنين 6 ثانيه وقت بذارين و 6 تا پيام بدين ! به خاطر مني که دلم فقط به اين پياما خوشه ......

۳-  آقا اين نوار مجاز خوليو رو گوش کردين ؟ معرکه س ! اگه نشنيدين زودي برين بخرينش تا تموم نشده !

بعد : امتحانا شروع شده . هر کي سوالاي مشترک رو داره ، مي خرم ! از 200 تومن تا 2.000.000 دلار !

--------

اينجا کليک کنيد : ۱

--------
شاعري ترانه عاشقانه زيبايي سرود . و نسخه هاي بسياري از آن تهيه کرد و براي دوستانش و آشنايانش ، زن و مرد ، فرستاد .حتي آن را براي زن جواني فرستاد و تنها يک بار ديده بود و آن سوي کوه ها مي زيست .

يکي دو روز بعد ، پيکي از سوي زن جوان آمد و نامه اي آورد . زن در نامه گفته بود : "بگذاريد اين اطمينان را به شما بدهم ، ترانه عاشقانه اي که برايم فرستاديد ، بسيار مسحورم کرده . اکنون بياييد و پدر و مادرم را ببينيد تا ترتيب مراسم ازدواج را بدهيم . "

و شاعر به نامه پاسخ داد و نوشت : " دوست من ، اين فقط ترانه عاشقانه اي بود که از قلب شاعري بر مي خواست و هر مرد و هر زني آن را مي خوانَد . "

 و زن در نامه ديگري پاسخ داد : " بوقلمون صفت دروغگو ! از امروز تا دم مرگ ، به خاطر کار تو ، از شاعران متنفر خواهم بود . "

 

زحمت نميشه پيام بدين!

 

/ 0 نظر / 2 بازدید